تبليغاتX
دختر شیطون تنها(@!%&)

دختر شیطون تنها(@!%&)

خدایا تو جان می بخشی و این جا به فتوای تو میگیرند جان از ما.....

تولد خودم عکس خر و کاریکاتور اینتر نت

سلام سلام سلام خوبین؟

تعطیلات خوش گذشت؟

وای عروسی دوستم با بچه ها ترکوندیم

مخصوصا تو عروس کشون

بهترین عروسی عمرم بود خیلی حاااااااااااااااااااااااااال داد

اما ضدحال ۱۴ فروردین بود که رفتیم مدرسه و عربی داشتیم منم هیچی نخونده بودم

همون اول دبیرمون منو صدا زد منم با شجاعت تمام گفتم نخوندم خانومم واسم یه صفر گذاشت

این هفته هر روز امتحان داریم پدرم در میاد

ولی به خبر دست اول دارم میدونین چیه؟؟

تولد دیگه

بلهههههههههههههههههه تولد خودمه

تولدم مبارک

حالا میخوام یکم شادی کنیم همتونم باید تو شادی من شریک باشین پس...

دست دست بیا :32:

 




اهان دست دست 
:177:


*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*



*

*

*

*

*

*

*

حالا بیا وست دست 
:5:

*

*

*

*

*

*

*

*

*
دست دست ، بزن دست خوشکله رو 
:29dz8zk:
*

*

شله شله محکم تر دست دست آها قرش بده

*

*

Christmas animation*

*

*

*


*

 

بچرخونش کمرتو آها بیا وسط ای ول قرشو ببین

 *

 

*

*

*

*

ماشالله اینه 
:999:
 

*

*

*

سوت سوت
:30:
 
*

*
این کمره یا فنره؟؟؟؟؟؟ ای ول ای ول قرش بده دست دست دست


*

*

*

*

*
:177:
*

*

*

*

*

 

 

 

 

 

 

 

 
 

خوب خوب شادی کردین؟

ای ول دمتون گرم

برین ادامه مطلب که ترکوندم امروز با این آپماااااااااااااااااااااااااا

حتما برین ادامه مطلبو بخونین خیلی باحاله


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/12/10ساعت 16:28  توسط آذین(کنجد)  | 

رانندگی خانوم ها و سرونوشت کارتون ها و عکس واسه خطای چشم

سلام سلام بچه ها خوبین؟؟؟؟

عیدتون مبارک باشه امیدوارم سال پر پول و پر از سلامتی و خوشی و خنده داشته باشین

خب امروز دومه فرداشب عقد دوستمه جیران قراره از صبح ساعت ۹ برم خونه بهی (بهناز )تا باهم آرایش کنیم و اینا بعد ساعت ۸ شب بریم عقدHippieHippie

وای بچه ها خیلی خوش حالم به خاطر این که روزای خوب عمرم داره به بهترین نحو ممکن سپری میشه

ببخشید من دیر دیر آپ میکنم در عوض آپام پر از مطالب طولانی و باحاله مگه نه؟Yatta

ما که از روز ۲ شنبه دیگه مدرسه نرفتیم ولی مدیرمون گفته پدرمونو در میاره و میدونم پدر مونو در میاره ولی بی خیال در عوظ به جای مدرسه با بهناز رفتیم خوش گذرونی با ژوزفین!!!ChampagneMartini

بچه ها روز اول عید رفتیم خونه عمو مامانم بعد چون همه بودن از اقوام خودشون خیلی شلوغ بود بعد من بلند شدم که برم اون طرف خونشون یهو پام گیر کرد به لبه ی میز عسلی با سر خوردم زمین جلو همه

خیلی ضایع شدم چون اونجا اکثرا پسر بودن خیلی خجالت کشیدم اما خودمم خندم گرفت حالا این که بقیه چقدر بهم خندیدن بماند

خب تو ادامه مطلب اول اول چند تا عکس باحال از رانندگی خانوم ها گذاشتم که البته باید بگم اینا خارجین زنای ایرانی رانندگیشون حرف داره!!!

بعد چند تا عکس از خطای چشم گذاشتم و  بعدش آخر و عاقبت شخصیت های کارتونی رو  میگم که امیدوارم خوشتون بیاد

 ودر آخر هم یک تست روانشناسی جالب گذاشتم

تا چند روز دیگه خدانگهدار همتون

نظر یادت نره ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/12/10ساعت 16:15  توسط آذین(کنجد)  | 

بازگشت دوباره و عکس خنده دار و تست هوش جدیدو عکس از خانه های رویایی

سلام Hello

خیلی خوبم خیلی زیاد مرسی که تو این چندوقت نگرانم بودین واقعا بهم امید میدادین تشکر میکنم از تک تکتون

خب بریم سر اصل مطلب من به خاطر یه پسر بی ارزش تصمیم گرفتم واسه همیشه برم از اینترنت و با خونوادم و خودم و حتی خدا هم قهر بودم

ولی بعد با توجه به حرف های دوستان عزیزم در مدرسه و اینترنت فهمیدم نامردی تو ذات پسراست و کاریشم نمیشه کرد

در نتیجه تصمیم گرفتم با این مسئله کنار بیام چون پسرا اصلا تغییر نمیکنن خودمو تغییر دادم به همین خاطر مهم ترین تصمیم زندگیمو گرفتم و اینم این بود که پسرا رو کلا از زندگی واقعی خودم حذف کنمYatta

و این کارم کردم همه پسرا رو ول کردم و هر روز دارم با دوست های مدرسم عشق و صفا میکنم هر روز با دوست عزیزم بهناز جون میرم بیرون و کلی کیف میکنم خیلی هم دوسش دارم

راستی یادتونه گفتم واسه مسابقات تنیس بریم کاشمر بعد کنسل شد؟

دو هفته پیش به مدت ۴ روز رفتیم وای وای وای که هر چی بگم کم گفتم اونقدر خوش گذشت که تصورم نمیکنین در ضمن من با یه مدال طلا و یک کاپ بزرگ و کلی امید به شهر خودمون بازگشتم جای همگیتون به جز پسرا خالی بود چون همه دوستای مدرسه بودیم و همه هم باحال تو اتوبوس که یکسره میرقصیدیم

اونجا هم تا ساعت ۴ صبح با بچه ها بیدار بودیم و میخندیدیم خلاصه بگذریم ولی من فهمیدم زندگی خیلی قشنگ تر از این حرفاست ما زشتش کردیم وگرنه زندگی خیلی شیرینه

۳ عید هم عقد یکی از دوستای دبستانمه به اسم جیران ما از کلاس سوم دبستان با هم دوست بودیم و صمیمی حالا اون داره میره قاطی باقالیا HippieHippie

ولی من آزادم از هفت دولت البته خودش که خیلی راضیه و خوشحاله اما من دلم واسش میسوزه

امیدوارم خوشبخت بشن

منم تو عروسیشون میخوام بترکونم بازم جای همتونو خالی میکنم

اینم از اوضاع من البته خیلی خلاصه تو این یک ماه بود

قسم خوردم دیگه به خاطر هیچ پسری غصه نخورم چون واقعا ارزش ندارن

تو ادامه مطلب مثل همیشه کولاک کردم(البته اعتماد به نفسمم تو این چند وقت رفته بالا)

چند تا عکس خنده دار گذاشتم ببینید و لذت ببرید و یک تست هوش جالب البته جدید

و یک سری عکس از خونه های رویایی که امیدوارم شماها هم خوشتون بیاد فقط نظر یادتون نره جیگرا

فدای قلب مهربون همتون تا آپ بعدی بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/12/09ساعت 21:32  توسط آذین(کنجد)  | 

سلام کلی حرف دارم که بگم

ولی خیلی خوابم میاد

فردا میام مینویسم واستون

فقط اومدم بگم من دوباره به آاغوش گرم وبلاگم برگشتم

بقیه باشه فردا

بای بای

+ نوشته شده در  89/12/08ساعت 23:13  توسط آذین(کنجد)  | 

درخت روز تولد شما چیست؟و عکس از خانه حلزونی و داستان تصویری گربه ها

سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسلام

خوبین؟؟ خوشین؟Hello

من که سرما خوردم و امیدوارم بهتر بشم

راستی بچه ها دلم براتون تنگولیده بودHappy Dance

نمراتمونو دادن یکی بد تر از دیگری موندم جوابه خانوادمو چی بدم؟؟؟؟Rolling Pin

بی خیال مهم اینه که هر چقدرم درس نخون باشیم بازم دانشگاهه آزاد قبولیمhttp://eshghamm.blogfa.com/

البته به قول دبیر حسابان دراز و بلدالملکمون سبزمن دو رشته حتما قبولم۱(مهندسیه پرورش گیاهان خودرو)  ۲(مهندسی آبیاری گیاهان دریایی)

راستی قرار بود واسه مسابقته تنیس مارو ببرن ۴روزه کاشمر با بچه های والیباله مدرسمون کلی خوش حال شدیم کلی برنامه ریزی کردیم که از اخرم دو روز مونده بود به سفر گفتن فعلا لغو شده کلی غصه خوردیمhttp://eshghamm.blogfa.comو عصبانی هم شدیمhttp://eshghamm.blogfa.com

 

خوب تو ادامه مطلب اول درخت روز تولدتونو معرفی میکنم و خصوصیات اخلاقیتونو

بهد عکس از خونه حلزونی گذاشتم که واقعا  زیباست

بعدشم یه داستان تصویری از گربه هاست که اونم بامزه است

راستی نظر یادتون نره ها ناراحت میشم بخونی و نظر ندیhttp://eshghamm.blogfa.comhttp://eshghamm.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/16ساعت 9:36  توسط آذین(کنجد)  | 

دانشجو در ملل مختلف و کارت پستال های عاشقانه وعکس لباس عروس های عجیب

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااامGemini

ببخشید دیر آپ کردم این روزا مشغول امتحان دادنم

پدرم در اومد ولی همه رو گند زدم خیلی اعصابم خورده ولی بیخیال زندگی همینه دیگه

خوب واسه تعویض روحیه همه عدای این چند تا شکلکو در بیارن

ای ول خوبه روحیم تا حدی عوض شد اما چه فایده از صبح از بس گریه کردم چشمام میسوزهgirl_cray2.gif

به خاطر امتحانم که گریه نکردم سر یه موضوع دیگه گریه کردم که....

بیخیال این نیز بذگرد

تو ادامه مطلب اول دانشجو ها تو ملل مختلف رو با هم مقایسه کردم

بعد چند تا کارت پستاله عاشقانه گذاشتمKiss

بعدشم چند تا عکس از لباس عروس های عجیب رو گذاشتم

امیدوارم خوشتون بیاد

دوستون دارم نظر یادتون نره

بای بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/16ساعت 9:2  توسط آذین(کنجد)  | 

شعر سیب و عکس از کیک

سلام سلام سلام

خوفین ؟خوشین؟ سلامتین؟ خوش میذگزه؟؟

به من خیلی بد میذگره آخه هر روز داریم امتحان میدیم اما شعار من همیشه اینه (این نیز بذگرد)

راستی ببخشید دیر آپ میکنم و بازم ببخشید که دیر میام وبتون (جبران میکنم)

یک شعر گذاشتم تو ادامه مطلب که خیلی دوسش دارم خیلی قشنگه بعدشم چند تا عکس از کیک عروسی گذاشتم که خیلی باحاله حتما ببین

دوستون دارم و دعا کنین امتحانامو خوب بدم

فدای خودتونو نظرات قشنگتون هر کی نظر بیشتر بده جایزه داره

فدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تا آپ بعدی بای بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/12ساعت 16:57  توسط آذین(کنجد)  | 

آقایان بیجنبه نخوانند

سلام ببخشید این چند روز سرما خورده بودم نتونستم آپ کنم اما حالا با یه اپ با حال اومدم یه آپ ضد پسرا و آقایون حتما برید خیلی قشنگه فقط نظر یادتون نره

مخصوص(پسر بد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/12ساعت 15:10  توسط آذین(کنجد)  | 

عکس loveبا یک شعر قشنگ

ببخشیددیر آپ کردم ایام محرم رو تسلیت میگم

چند تا عکس رمانتیک و عاشقانه و یک شعر قشنگ و یک دکلمه که بنده حقیر نوشتم باز هم با قلم تنهایی خودم

جیگر طلا نطر یادت نره

راستی واسم دعا کنید امتحانامو خوب کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/06ساعت 16:11  توسط آذین(کنجد)  | 

داستان عاشقانه

یه داستان عاشقانه خیلی قشنگ گذاشتم خودم که خیلی خوشم اومد امیدوارم شماها هم خوشتون بیاد و با نظرات بی پایانتون خوشحالم کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/06ساعت 15:43  توسط آذین(کنجد)  | 

عکس از هنرپیشه ها

چند تا عکس با حال از بازیگرا ببینو لبخند بزن

نظر نظر نظر فراموش نشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/05ساعت 16:43  توسط آذین(کنجد)  | 

رکورد های گنیس

سلام اینم چند تا عکس از جدید ترین های ثبت شده در کتاب گنیس

نظر ندی میدم پدر پدر پدرسوخته ات را دربیاورند پدر سوخته


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/09/05ساعت 16:32  توسط آذین(کنجد)  | 

عکس از خانواده هنرپیشه ها

سلام یه عالمه عکس از خانواده هنر پیشه های معروف گذاشتم ببینید و حالشو ببرید

فقط نظر یادت نره

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/29ساعت 22:58  توسط آذین(کنجد)  | 

راز عشق شقایق

یه داستان احساسی واقعا قشنگ به همراه چند تا عکس زیبا از شقلیق

به فول معروف تا شقایق هست زندگی باید کرد حتی با یک دل تنگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/28ساعت 11:14  توسط آذین(کنجد)  | 

عکس از اعماق دریا

سلام

واستون عکس از اعماق دریا گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد تمام تلاشمو دارم میکنم

فقط بی نظر نری

عاشقتم بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/28ساعت 0:8  توسط آذین(کنجد)  | 

عکس برای خطای چشم

سلام

چندتا عکس باحال درباره ی خطای چشم گذاشتم من که خیلی خوشم اومد امیدوارم شماها هم خوشتون بیاد

نظر نظر نظر یادت بره کشتمتا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/28ساعت 0:2  توسط آذین(کنجد)  | 

کاریکاتور یارانه ها

دوباره سلام

با چند تا کتریکاتور باحال آمدم که فقط وفقط جنبه ی طنز داره و هیچ ارزش خاص دیگه ای نداره

فقط اگه نظر ندی واقعا ناراحت میشم

بعد گریه میکنم 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 23:50  توسط آذین(کنجد)  | 

عکس آرامش بخش

سلام سلام سلام

خوووووووووووفین

واستون چند تا عکس آرامش بخش تو ادامه مطلب گذاشتم حتما ببینین واقعا آرامش میده

راشتی نظر یادتون نره وگرنه به قول ناظم درازمون پوئنه منفی میگیرنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 23:37  توسط آذین(کنجد)  | 

شعر دوم خودم

سلام خوفین

شعر دوم خودمو به اسمه ای خدا واستون گذاشتم

امیدوارم لذت ببرین نمیدونم خدا این همه استعدادو چجوری یه جا به یه نفر داده (منظرم خودم بود)

اين روزا يه بغض بزرگ راه گلومو بسته                                  اين روزاچشماي ترم به انتظار نشسته
اين روزا صحبت همه تنهايي و نموندنه                                   اين روزا اشکاي همه فقط غم ششکستنه
اين روزا کسي رو ندارم سر رو شونش بذارم                             اي خدا خيلي تنهام اينو خودمم ميدونم
اي خدا بي کسيه من وتسه همه زبون زده                                 اي خدا عشقمو ببين به تنهاييم سر نزده
اي خدا عشقمو ببين چه آروم و بي صدا                                  رفت حالا مونده ازش فقط و فقطيه رد پا
اي خدا عشقمو ببين بدون من داره ميره                                   اي خدا يه کاري بکن که تنها غمم همينه
                                     
                                             *               *               *

اي خدا عشقمو ببين دلمو کرد يه بازيچه                                دلو گذاشت زير پاشو رفتش واسه هميشه
اي خدا عشقمو ببين قطره اشکمو نديد                                   فقط گفت داره ميره منو ديگه نخواهي ديد
خدا جونم عشقمو ببين فقط با يه                                          رفت  و  منو  تنها  گذاشت   تو  يه غصه
خدا جونم تو قلب اون جامو کسه ديگه گرفت                                اما دل من فقط دلش واسه يکي گرفت
                                        
                                              *                   *                *

اما حالا چيکار کنم با اين غم بي انتها                                           مگه نگفتي دوسم داري قد تموم آدما
مگه بهم قول ندادي هميشه پيشم بموني                             بگو حالا چي شده که مي خواي بري و نموني
بگو حالا چي کار کنم با اين دل بهونه گير                                 بيا و با مهربونيات منو تو آغوشت بگير
نذار که بوسه هاي تو واسم بشه يه خاطره                              نذار که گريه هاي من سوي چشامو ببره

                                              *                  *                *

مي خوام دوباره تو چشات عکس خودم رو ببينم                        براي خوشبختيه تو بال و پرم رو بچينم
مي خوام بازم يواشکي به تو بگم دوست دارم                         فقط تو لحظه هاي غم شونه هاتو کم دارم
آره بازم حق با تو بود هر شروع پاياني داره                            اما اين پايان تلخ تنهايي همراهش داره
حالا که تو رفتي و من موندم تويه تنهايي هام                       هر از گاهي يادم بکن منم تو خواب تو ميام

                                        *               *                *

حالا که تو رفتي و مونده ازت يه خاطره                                صداي پاي رفتنت تو خاطره من ميمونه
حالا که تو نيستي و من موندم بدون هم نفس                               دلمو قفل کردمو گذاشتمش تو يه قفس
حالا که تو رفتي و شدي واسم يه آرزو                                    غصه هاتو بيار و فقط پيشه خودم بگو
شادي ها   تو  با اون  بکن                                             اما تو يه غصه هات فقط  منو  شريک بکن
حالا که تو رفتي جز گريه کاري ندارم                                  به جاي منم تو بخند من ديگه خنده ندارم
 
                                     *                   *                    *

                
افقط نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 19:21  توسط آذین(کنجد)  | 

راحت میشم

Iran Eshgh Group !
+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 18:38  توسط آذین(کنجد)  | 

شعر سهراب

http://www.shadibakhsh.com/upload/editor/Admin/Image/doa1.jpg

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

 

سهراب سپهري
 

+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 18:37  توسط آذین(کنجد)  | 

یه سری عکس خنده دار

چند تا عکسخنده دار دارم برات

ببین و بخند

حالشو ببر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 18:36  توسط آذین(کنجد)  | 

یه داستان جالب از دست بدی نصف عمرت بر فناست

+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 18:17  توسط آذین(کنجد)  | 

شما چطور امضا میکنید


کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند


كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند

كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند

كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند

كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند

كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند

كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند

كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند

كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند

كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند

بي شک بيان مطالب افکار مختلف نشانه ي تائيد آن نمي باشد

+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 12:8  توسط آذین(کنجد)  | 

داستان 3 خر

دوباره سلام امروز یه داستان جالب گذاشتم که طنزه من که خیلی خندیدم امیدوارم واسه شماها هم جالب باشهمي گويند مردي روستايي با چند الاغش وارد شهر شد. هنگامي كه كارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، الاغ ها را سرشماري كرد. دست بر قضا سه رأس از الاغ ها را نيافت. سراسيمه به سراغ اهالي رفت و سراغ الاغ هاي گمشده را گرفت. از قرار معلوم كسي الاغ ها را نديده بود. نزديك ظهر، در حالي كه مرد روستايي خسته و نااميد شده بود، رهگذري به او پيشنهاد كرد، وقت نماز سري به مسجد جامع شهر بزند و از امام جماعت بخواهد تا بالاي منبر از جمعيت نمازخوان كسب اطلاع كند. مرد روستايي همين كار را كرد. امام جماعت از باب خير و مهمان دوستي، نماز اول را كه خواند بالاي منبر رفت و از آن جا كه مردي نكته دان و آگاه بود، رو به جماعت كرد و گفت: «آهاي مردم در ميان شما كسي هست كه از مال دنيا بيزار باشد؟» خشكه مقدسي از جا برخاست و گفت: «من!» امام جماعت بار ديگر بانگ برآورد: «آهاي مردم! در ميان شما كسي هست كه از صورت زيبا ناخشنود شود؟» خشكه مقدس ديگر برخاست و گفت:«من!» امام جماعت بار سوم گفت:«آهاي مردم! كسي در ميان شما هست كه از آواي خوش (صداي دلنشين) متنفر باشد؟» خشكه مقدس ديگري بر پا ايستاد و گفت:«من!» سپس امام جماعت رو به مرد روستايي كرد و گفت: بفرما! سه تا خرت پيدا شد. بردار و برو
 

+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 10:51  توسط آذین(کنجد)  | 

شعر اول خودم

سلام به عزیزای دل خودم خوب من همون جور که قبلا هم گفتم هم شعر میگم هم رمان مینویسم امروز میخوام یکیاز شعرامو واستون بذارم شما نطر بدید ببینم کارم چه طوره می بوسمتون

دلم گرفته دوباره شعرام بوي غم  گرفته             هيچ کي نخواست بدونه دليل يک عمر ماتمم چي بوده
اگه آسمون چشام هميشه بارونيه                                           اگه روي لبام هميشه غم مهمونه     
اگه کسي رو ندارم سر رو شونش بذارم                             اگه شاخه حصرتو تو باغ دل ميکارم
بازم همون آدميم که که صبح تا شب تو فکرتم           بازم منم اون آدمي که که شب تا صبح به يادتم
بازم منم که دستامو به آسمون ميکشونم                      برايخوشبخت شدنت رو روياهام خط ميکشم
آره منم اون که دلش براي تو پر ميکشه                          اون که اگه نبيندت تا فردا صبح نميکشه
                                                    
                                          *            *          *
يادت باشه اگه يه روز خواستي بري دون من           يادت باشه اگه مي خواي تنهام بذاري توي غم
قبل رفتن يه دفعه توي چشام نگاه کني                          شايد پشيمون بشي و قصد سفر رو نکني
شايد دلت به رحم بياد اگه ببيني اشکامو                        اگه ببيني خورد ميشم ميميرمو تنها ميشم
اما بازم مثل قديم وقتي تو چشمام زل زدي                            بگو دوستم داريو بدون من نميتوني
بازم بگو اگه برم تنهاي تنها ميموني                                 بگو اگه من نباشم نميتوني تاب بياري
بازم با اون دستاي پاک اشکامو پاک کنو نرو                براي خوش بخت شدنم هرروز دعا کنو نرو
                                         
                                             *             *          *

اون روزو خوب يادم مياد اون روزاي اولمون              اون روزا که پر بوديم از عشق محبت تموم
اون روزا که غم تو دل هيچ کدوم از ماها نبود          اون روزا که تنهايي هم از خونمون فراري بود
اما حالا چي شده که اين همه بي وفا شدي                    چي شده که بدون من راهي اين سفر شدي
اما حالا چي شده که رفيق نيمه راه شدي                   به خاطر کي اين همه سرد وبي عاطفه شدي
اون کيه که به جاي من پا توي قلبت ميذاره                   فقط ميخوام بهم بگي که قد من دوست داره
بهم بگو که قد من عاشقته ديوونته                                اگه يه روز بري سفر قلب اونم چر غمه

                                           *               *             *

عيبي نداره عشق من چاره کار گذشتنه                          تقدير من تنهايي و دوباره غصه خوردنه
تقدير من  تحمل  ديدن يه  مسافره                              مسافري که قصد اون عاشقي رو شکستنه
ميري برو اما يادت باشه دلم هنوز واست دلواپسه        يادت باشه کسي هست هنوزم چشماش به دره
اما بازم دعاي من پشت پناهته گلم                          اون کسي که بخاطرت از خودت ميگذره منم
                                        
                                          *                *                 *

خدا جونم عشقمو ببين بدون من داره ميره                     خدا جونم عاشقمو عاشق بودن سخته ديگه
خدا جونم مواظب مسافر بي وفا باش                           مراقب اون آدمي که من دوسش دارم باش
خدا جونم يه کاري کن ديگه کسي نره سفر                   يه کاري کن که عاشقا از هم نمونن بي خبر
اما خدايا اون کسي که بي خبر تنهام گذاشت                  يه وقتايي تو بي کسيش تنهاي تنهايش نذار
قصه داره تموم ميشه مثل تموم غصه ها                           اما بازم داره ميره بي منت و بي ادعا
         

+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 10:37  توسط آذین(کنجد)  | 

خوش آمد گویی

سلام عزیزای دلم امروز خیلی خوشحالم راستی عید قربان هم مبارکتون باشه امبدوارم تعطیلات به همتون خوش بگذره من که عاشق این تعطیلاتم روز ۲شنبه به بهونه سرماخوردگی نرفتم مدرسه امروز ۳شنبه هم زنگ اول رفتم زبان داشتیم زنگ که خورد حال نداشتم بمونم خودمو به مریضی زدمو آمدم خونه وای من که ۲روزه تعطیلم خیلی حال میده امیدوارم به همتون خوش بگذره

راستی شما پیشنهاد بدین ببینم چی دوست دارین منم سعی میکنم مطالبی رو که شماها دوست دارین بذارم  خلاصه خراب رفاقتم

عاشقتونم خیلی زیاد

تعدادى از متخصصان اين پرسش را از گروهى از بچه هاى ٤ تا ٨ ساله پرسيدند که: «عشق يعنى چه؟»
پاسخ هايى که دريافت شد عميق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اينجا بعضى از اين پاسخ را براى شما می آوريم:


• هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت ديگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پايش را لاک بزند. بنابراين، پدربزرگم هميشه اين کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. اين يعنى عشق. (ربکا، ٨ ساله)


• وقتى يک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانيد که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد. (بيلى، ٤ ساله)


• عشق هنگامى است که يک دختر به صورتش عطر می زند و يک پسر به صورتش ادوکلن می زند و با هم بيرون می روند و همديگر را بو می کنند. (کارل، ٥ ساله)


• عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می رويد و بيشتر سيب زمينى سرخ کرده هايتان را به يکنفر می دهيد بدون آن که او را وادار کنيد تا او هم مال خودش را به شما بدهد. (کريس، ٦ ساله)


• عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزه اش خوب است. (دنى، ٧ ساله)


• عشق هنگامى است که دو نفر هميشه همديگر را می بوسند و وقتى از بوسيدن خسته شدند هنوز می خواهند در کنار هم باشند و با هم بيشتر حرف بزنند. مامان و باباى من اينجورى هستند. (اميلى، ٨ ساله)


• اگر می خواهيد ياد بگيريد که چه جورى عشق بورزيد بايد از دوستى که ازش بدتان می آيد شروع کنيد. (نيکا، ٦ ساله)
(ما به چند ميليون نيکاى ديگر در اين سياره نياز داريم)


• عشق هنگامى است که به يکنفر بگوئيد از پيراهنش خوشتان می آيد و بعد از آن او هر روز آن پيراهن را بپوشد. (نوئل، ٧ ساله)


• عشق شبيه يک پيرزن کوچولو و يک پيرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همديگر را دوست دارند. (تامى، ٦ ساله)


• عشق هنگامى است که مامان بهترين تکه مرغ را به بابا میدهد. (الين، ٥ ساله)


• هنگامى که شما عاشق يک نفر باشيد، مژه هايتان بالا و پائين میرود و ستاره هاى کوچک از بين آنها خارج می شود. (کارن، ٧ ساله)


• شما نبايد به يکنفر بگوئيد که عاشقش هستيد مگر وقتى که واقعاً منظورتان همين باشد. اما اگر واقعاً منظورتان اين است بايد آن را زياد بگوئيد. مردم معمولاً فراموش میکنند. (جسيکا، ٨ ساله)

 


و سرانجام ...

برنده ما يک پسر چهارساله بود که پيرمرد همسايه شان به تازگى همسرش را از دست داده بود. پسرک وقتى گريه کردن پيرمرد را ديد، به حياط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسيد به مرد همسايه چه گفتی؟ پسرک گفت: "هيچى، فقط کمکش کردم که گريه کند"
 

حالا نوبت منه به نظر من عشق یعنی بهترین و زیباترین احساس دک انسان به کسه دیگه البته دو طرفش خیلی قشنگتره

حالا نظر شما چیه هرکی نظر بهتری بده از طرف من جایزه داره

 

+ نوشته شده در  89/08/25ساعت 18:38  توسط آذین(کنجد)  |